
وقتي واقعيت ها , آدم را فريب بدهند چه کار مي شود کرد ؟ روزگاريست که حقيقت هم لباسي از دروغ بر تن کرده است و راست راست توي خيابان راه مي رود عشق نشسته است کنار خيابان , کلاهي کشيده بر سر و دارد گدايي مي کند و مرگ , در قالب دخترکي زيبا , گلهاي رز زرد مي فروشد
سايه ام عاشق سايه ات شده مي خواستم ببينم آيا مي توانيم همــــــــــسايه شويم؟
نوشته شده توسط ســامــان ستاره ابوالفضل در 87/04/14 ساعت 11:47 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
سلام به همه
نام .سامان
شهر. کرج
تفریح.رفتن تو اینترنت
عاشق فیلمهای هیجانی
نام .ستاره
شهر .نمینویسم
تفریح.خوندن کتاب
عاشق شعر نوشتنم
نام ابولفضل
شهر کرج
تفریح خوابیدن
عاشق سرکار گذاشتن
شماره تلفن سامان
مدیریت وبلاگ0
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های قبلي من
طراح قالب
POWERED BY